عین.کاف

با زبان خود سخن میگویم و با قلب خود میشنوم تاریخ گواه ماست ،بدان گوش فرا میدهم و تاریخ شنوای ما نیز هست ((امام موسی صدر))

پس از ناپدید سازی اجباری امام موسى صدر چه باید کنیم ؟

 امروزه سوال و یا گاهی محل اختلاف دوستداران امام این است که وظیفه ما پس از ربودن امام صدر  چیست؟
عده ای عمل گرا هستند و عده ای اندیشه محور ، در میان این دو دیدگاه که یکی معتقد به تلاش برای آزادی امام صدر است و همه چیز را قبل از آن بیهوده میبیند و دیگری که تلاش در حیطه آزادی را خارج از توان خود میداند و فقط به تبلیغ اندیشه های امام اکتفا میکند و آن را رسالت خود میداند شاید نظری میان این دو هم وجود داشته باشد.

به نظر نویسنده پیگیری سرنوشت امام موسی صدر در روزمرگی سیاست مردان ایران و لبنان ، در کشاکش معادلات نوین جهانی و علی الخصوص تحولات و التهابات منطقه خاور میانه و مشکلات زندگی روزمره مردم گم شده است ، احتمالا پرداختن به آن در اولویت اول یا حتی دهم سیاستمداران  هم نباشد. این گمگشده در میان جنگ و کشتار و مشکلات معیشتی و مشکلات زندگی کردن ، برای مردم هم پیدا میشود. مردمی که شاید از هر صد نفر آن ها،  در حالت خوشبینانه ، در ایران ۳ نفر نام  امام موسی صدر را شنیده اند و در میان آن ها هم دونفرشان فقط نام امام را شنیده اند و نمیدانند که ایشان ایرانی هستند. این بدان معناست که این افرد حتی یک زندگی نامه معتبر از امام را هم نشنیده یا نخوانده اند.
مسلم است که دولتمردانهمچین مردمی پیگیری سرنوشت امام را در اولویت قرار نمیدهند.
در این وضعیت شاید یکی از بهترین راه های پیگیری سرنوشت که البته زمان بر و کمی طولانی مدت است آشنا کردن مردم با زندگی و اندیشه ها و اعمال امام صدر است تا مردمی که حالا با امام آشنا شده اند و دغدغه پیگیری سرنوشت امام را دارند خود این خواسته را از دولت مطبوعشان مطالبه کنند.
به شخصه احساس میکنم نمیشود امام صدر را شناخت و پیگیر سرنوشت او نشد، حتی دیده ام افرادی را که امام را در حد همان اسم واطلاعات غلط میشناسند اما سرنوشت امام صدر برایشان جای سوال بوده است و این کنجکاوی کلید ماجرا است.
پس پاسخ سومی هم به سوال‌(پس از ناپدید سازی اجباری امام  چه باید کنیم ؟) هست و آن استفاده از تبلیغ افکار و اعمال امام صدر در راستای آزادی ایشان است.
به نظر نویسنده  اولین اولویت دوستداران امام صدر باید مسلح کردن خود به اندیشه های امام صدر وشناخت هرچه بیشتر ایشان باشد و در مرحله دوم نشر افکار ایشان در میان افراد مختلف جامعه ، کمک به شناساندن هرچه بیشتر امام و افکارشان و پیمودن مسیر آرمان های ایشان، که در طول آرمان های اهل بیت عصمت و طهارت علیهما سلام است ، را در دستور کار خود قرار دهند.

شاید تمام این حرف ها در نگاه کسی که امام را نمیشناسد و دل در گرو آرمان های انسانی و اسلامی  ندارد بیهوده و نا کار آمد بیاید و شاید افرادی این مسیر را راهی درست ندادند ، اما نگاه به نتیجه ی کار هایی که در گذشته انجام شده و مسیری که دوستداران امام  در سالیان گذشته پیموده اند نشان داده نه نامه های عریض و طویل نخبگان و نه فریاد ها و تلاش های خانواده تا به امروز ، مثمر به ثمر نبوده اند و چاره ای جز مطالبه عمومی باقی نمانده است.
به امید روزی که بدانیم باید از نخبگان جهان تشییع محافظت و نگهداری نمود و ممکن است روزی این ظلم بر هر کدام از ما روا داشته شود.

و به امید دیدن برق چشمانش...
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علیرضا کماسی

یار صادق

بعد از مدت ها و طی دوره درمانتون خیلی دعامیکردم که دوباره سلامت ببینمتون 
دعا میکردم خدا عمر باعزت بهتون بده تا همچنان ما جوون ترها از تجربیات و روشنگری هاتون استفاده کنیم
راستش اینقدر نگران بودم که بزرگترین خواستم از خدا اینبود که یک بار دیگه ببینمتون 
وقتی خبردار شدم که برگشتین همش به پدرم میگفتم باید بریم ببینیمشون 
تا اینکه وقتش رسید 
خوشحال بودم که دوباره محکم و استوار میبینمتون 
اینبار رودربایستی رو کنار گذاشتم و محکم بغلتون کردم و بوسیدمتون 
میخواستم و ای کاش میشد جان را تقدیم میکردم به وجودتان تا شما سلامت باشید 
مثل همیشه لطف و محبتتان بیشتر از حد بود نسبت به من که کوچک ترین هستم دربرابر عظمت وجودتان 
و هرگز یادم نمیرود که تا لحظه آخر ملاقات باز هم لبخند زیبایتان را به لب داشتید 
هیچوقت فراموش نخواهم کرد آرمانهایتان را،آرزوهایتان برای این کشور را،زحماتتان برای این مردم را، و از این به بعد قسم میخورم که تمام تلاش خود را به کارگیرم تا پا جای پای قدوم مبارکتان در راه انقلابی حرکت کنم که ((معرف اسلامی باشد که دل شما و نسل شما برای آن میتپید)) باورم نمیشود نبودنتان را،شما در قلب من و در ذهن من هستید... پ.ن:ایشون از بنیانگذاران انجمن های اسلامی دانشجویان خارج از کشور بودن و که نقش مهمی در انقلاب داشت بچه های انجمن اسلامی باید سنگ تموم بزارید و نام و افکارشون رو زنده نگه دارید


نوشته شده در اسفند 93
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علیرضا کماسی

استاد فروتنی

خیلی ها ادعای فضل و دانش میکنند و تجربه به من ثابت کرده مدعیان همیشه تو خالی تر از ادعایشان هستند ، بالعکس فروتنان ... 

خاطره ای از سطح اول سیر مطالعاتی:

وسط بحث با دوستان در کلاس بودیم که خواستند تا دستگاه های ضبط صدا خاموش شود...

 فکر کردم شاید میخواهند مطلبی بگویند که خیلی سیاسیست یا ممکن است بخواهند از خط قرمز های بعضی ها رد بشوند یا تذکری در این باره به ما بدهند اما وقتی گفت


<< خواهش میکنم برای من از لفظ استاد استفاده نکنید من خودم رو در این جایگاه نمیدونم>>


متوجه شدم که موضوع خط قرمز های دیگران نبود موضوع عبور از خط قرمز های خودش بود... ادب، اخلاق،علم و ... اینها خط قرمز های اوست.


کسی که در تمام مدت نه چندان طولانی ای که با ایشان گزراندم ذره ای از خطوط قرمزش عبور نکرد و نه تنها توهینی نسب به کسی از او نشنیدم و ندیدم بلکه چیزی جز احترام به افراد خصوصا دوستان حاضر در کلاس از او ندیدم، بارها با صبر و شکیبایی و بزرگواری حرف های اشتباه و گنگ و بچگانه بنده را شنیدند و با لطف سعی در راهنمایی ام داشتند.


جناب مهدی فرخیان از نظر من شما تمام ویژگی های یک استاد را دارید، استاد تنها کسی نیست که علم دارد استاد کسی است که با صبر و متانت و مهرو بزرگواری تمام علمش را به شاگردان منتقل کند و برای این مقصود تلاش کند و شما استادید.


این چند جلسه خیلی زود گذشت واین مصداق ((اوقات خوش)) است ، در تمام این مدت سه شنبه ها برای من معنایی دیگر داشت سه شنبه ها برای من امید داشت ،شوق داشت و شما خط فکری مرا در مسیری قرار دادید که قطعا زندگی ام را تغییر خواهد داد. مهر شما در دل من خانه کرده و خواهد ماند و حاضر نیستم به این راحتی فرصت آموختن از شما را از دست بدهم...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
علیرضا کماسی

برای امام موسی صدر

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علیرضا کماسی

پرچین فاصله ها...

به سوی تو قدم برمیدارم و میگذرم از پرچین فاصله ها...
قدم میزنیم و لابلای سبزه ها و درختان گم میشویم 
نگران نباش 
دیگران میتوانند از روی صدای خنده هایمان پیدامان کنند


پرچین
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
علیرضا کماسی